من و خواهرم
منو،خواهرم از دو خانواده هستیم،حتما می گین شما که خواهر نمیشین،ولی ما خواهریم، ما خواهرایه رضایی می شیم من در اصل خواهر ندارم ولی این خواهرمو خیلی دوست دارم،ما خیلی قهر می کنیم همین آخریش یک ماه طول کشید ،تقصیره من بود که با هم قهر کردیم،وقتی قهر بودیم طاقته دوریشو نداشتم،دلم خیلی گرفته بود،همش خودمو نفرین می کردم که چرا ناراحتش کردم،بعضی وقتا نمی تونم احساسمو بهش بگم،اینجا می خوام احساساتمو در موردش بنویسم
